ای که ز دیده غایبی در دل ما نشستهای
حُسن تو جلوه میکند وین همه پرده بستهای
خاطر ِ عام بردهای، خون ِ خواص خوردهای
ما همه صید کردهای خود ز کمند جستهای
از دگری چه حاصلم تا ز تو مهر بگسلم؟
هم تو که خستهای دلم مرهم ِ ریش ِ خستهای
گر به جراحت و الم دل بشکستیَم چه غم؟
میشنوم که دم بدم پیش دل شکستهای
--------------------------------------
گلچره بریز تو خونِ من ِ بلبل نعرهزن را
بریز
بریز..
| دوشنبه 1387/02/02 |




