تبليغاتX
Glass Room - تشویش بی آخر!
Index
Archive
Contact
تشویش بی آخر!

    

 

 روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

آن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمود

عـاقبت در قـدم بـاد بهـار آخر شد

شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل

نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد

صبح امید که بد معتکف پرده غيب

گو برون آی که کار شب تار آخر شد

آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل

همه در سایه گیسوی نگار آخر شد

باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز

قصه غصه که در دولت یار آخر شد

ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد

که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد

در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را

شکر کان محنت بی‌حد و شمار آخر شد



--------------------------------------
کاش اصلا نمی‌دیدمش. کاش اصلا دنیای خوب و بزرگش با دنیای کوچک و شلوغ و پر سروصدای من برخورد نمی‌کرد.
نیست
هر کجا هست
ولی
به سلامت باشد.. .


شنبه 1386/11/13

 

کلیه حقوق این مجموعه طبق قوانین نرم افزاری برای نویسنده محفوظ، و انتشار آن‌ها با ذکر منبع آزاد است